خطیب جمعه اهل سنت مسجدالنبی شهرک دانش تهران:استاد عزیز بابایی

0

موضوع خطبه:رحمت وغضب

(کَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَهَ)انعام /۱۲بر خویشتن رحمت را واجب کرده است .این آیه در جای دیگری از این سوره ، چنین به مـیان خواهد آمد:(کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَهَ).خداوند شما،رحمت را بر خویشتن واجب گردانده است . (انعام/ ۵۴)رحمت خدا همه بندگان خدا را در برمی گیرد و از همگان سر ریز می شود. با رحمت خدا است که وجودشان بر جای می ماند و زندگانیشان ادامه می یابد. رحمت خدا در هر لحظه ای از لحظه های هستی ، و بلکه در همه لحظه های زندگی پدیده ها جلوه گر می آید و بر در و دیوار وجود نقش می بندد. ما حتّی نمی توانـیم رحمت خدا را در همه موارد و جلوه گاه های زندگی انسانها پیجوئی و بررسی کنیم . امّا ما توان آن را داریم که تنها پرتوهائی از آن را در گستره فراخ آن بیان داریم و بس. پیغمبر خدا صلیّ الله علیه وآله وسّلم برای چنین رحمتی مثال می زند، مثالی که تا اندازه ای آن را به دلها نزدیک گرداند: بخاری و مسلم با روایتی که از ابوهریره رضی الله عنه داشته اند ذکر کرده اند که او گفته است : رسول خدا صلیّ الله علیه وآله وسّلم فرموده است :(لَما قَضَیَ اللَّهُ الْخَلْقَ) یـا به روایت مسلم – (لَما خَلَقَ اللَّهُ الْخَلْقَ) ، (کتب فی کتاب فهو عنده فوق العرش:إن رحمتی سبقت غضبی ).در روایت دیگری از بخاری چنین آمده است : (إن رحمتی غلبت غضبی).هنگامی که خداوند مخلوقات را آفرید، در کتابی کـه آن را بالای عرش در پیش خود نگاه داشته است ، نوشت : رحمت من بر خشم من پیشی گرفته است … یا: رحمت من بر خشم من چیره شده است .
بخاری و مسلم با روایت از ابوهریره رضی الله عنه نوشته اند که رسول خدا صلیّ الله علیه وآله وسّلم فرموده است : «جَعَلَ اللَّهُ الرَّحْمَهَ مِائَهَ جُزْءٍ، فَأَمْسَکَ عِنْدَهُ تِسْعَهً وَتِسْعِینَ جُزْءًا، وَأَنْزَلَ فِی الأَرْضِ جُزْءًا وَاحِدًا، فَمِنْ ذَلِکَ الْجُزْءِ یَتَرَاحَمُ الْخَلْقُ، حَتَّى تَرْفَعَ الْفَرَسُ حَافِرَهَا عَنْ وَلَدِهَا خَشْیَهَ أَنْ تُصِیبَهُ». (بخارى)خداوند رحمت را صد بخش کرده است . نود و نه بخش آن را نگاه داشته است ، و یک بخش آن را به زمـین فرستاده است . در پـرتو همین یک بخش است کـه آفریدگان به یکدیگر مهر می ورزند و ترّحم مـی کنند، و از جمله حیوان سم خود را بلند مـی کند تا به بچّه اش نخورد.
مسلم از روایت سلمان فارسی رضی الله عنه ذکر کرده است که رسول خدا صلیّ الله علیه وآله وسّلم فرموده است :(إن لله مائه رحمه . فمنها رحمه یتراحم بها الخلق بینهم , وتسعه وتسعون لیوم القیامه)خدا دارای صد رحم است. از ایـن صد رحم یک رحم است کـه آفریدگان با آن در میان خود مهر می ورزند و رحم می کنند. نود و نه رحم دیگر برای روز قیامت است .
باز هم مسلم روایت کرده است (إن الله تعالى خلق یوم خلق السماوات والأرض مائه رحمه , کل رحمه طباق ما بین السماء والأرض . فجعل منها فی الأرض رحمه واحده , فیها تعطف الوالده على ولدها , والوحش والطیر بعضها على بعض . فإذا کان یوم القیامه أکملها الله تعالى بهذه الرحمه).خداوند بزرگوار روزی کـه آسمانها و زمین را آفریده است صد رحمت را آفریده است . هر رحمتی به انداز? فراخنای میان آسمان و زمین است . تنها یک رحمت از آن صد رحمت را در زمین قرار داده است ، و با همین یک رحمت است که مادر بر فرزند خویش مهر می ورزد، و جانوران و پرندگان برخی بر برخی ترحّم می کنند. هنگامی که روز قیامت فرا رسد خداوند با ایـن رحمت ، رحمتهای دیگر را کامل می فرماید و این را نیز بر آنها می افزاید.
این تمثیل نبوی الهام بخش ، تصوّر رحمت خداوند بزرگوار را به درک و فهم بشری نزدیک می گرداند. هنگامی که انسان ، مهر و معر فت مادرا ن نسبت به فرزندانشان را د ر میان جانداران ملاحظه مـی کند و ورانداز می نماید دچار شگفت می شود، و هنگامی که به مهر و عطوفت دلهای انسانها نسبت به کودکان ، پیران، ناتوانان ، بیماران، خو یشاوندان ، دوستان ، و یاران نگاهی می اندازد، و زمانی که به مهر و عاطفه طیور و وحوش می نگرد و می بیند که چگونه یکی به دیگری مهربانی می کند و اغلب آنها مایه شگفت و هراس هم می گردند، سپس می بیند که همه ایـنها از فیض یک رحمت از رحمتهای خداوند متعال است ، پس باید این چیز بتواند تا اندازه ای مهر و عطوفت فراوان یزدان را به تصویر کشد، و تصوّر آن را تا حدودی بر پرده فهم و شعور انسانها اندازد!
پیغمبر صلیّ الله علیه وآله وسّلم پیوسته به اصحاب خود ایـن رحمت فراوان و والا را یاد آوری مـی کرد، و هیچوقت در آموزش آن بدیشان سستی نمی فرمود:از عمر پسر خطاب رضی الله عنه روایت شده است که گفته است اسیرانی را به خدمت پیغمبر صلیّ الله علیه وآله وسّلم آوردند. ناگهان در میان ایشان زنی با تلاش بسیار به دوشیدن پستان خود پرداخت ، زیرا در میان اسیران کودکی را دیـد. شتابان او را گرفت و به شکم خود چسباند و بد و شیر داد. پیغمبر صلیّ الله علیه وآله وسّلم فرمود:(أترون هذه المرأه طارحه ولدها فی النار؟).آیا باور می کنید این زن کودک خود را به آتش اندازد؟ . گفتیم : نه به خدا سوگند هرگز این کار را نمی کند … زیرا او می تواند کو دک را به آتش نیندازد و وی را از آتش بپاید … فرمود:(فالله تعالى أرحم بعباده من هذه بولدها).خداوند بزرگوار نسبت به بندگان خود از این زن نسبت به کودک خود مهربانتر است . ( مسلم و بخاری )آخر چگونه این چنین نباشد، مگر نه این است که مهر ایـن زن نسبت به کــودک خود از یک رحمت بر می جوشد، ولی مهر یزدان از رحمتهای فراوان نشأت می گیرد؟
بدین شیوه پیغمبر خدا صلیّ الله علیه وآله وسّلم رهنمود قرآ ن را به اصحاب خویش مـی آموخت ، تا رحمت یـزدان را از لابلای مهرورزی بچشند و مزه کنند. مگر نه این است که مردمان تنها با یک رحمت از رحمتهای بی شمار یزدان به همدیگر ترحّم می کنند و مهر می ورزند؟ ! خلاصه ، استقرار این حقیقت در جهان بینی مسلمان ، در احساس و حیات و اخلاق او تأثیرات ژرفی و آثار شگفتی پدید می آورد. تأثیرات و آثاری که پژوهش و بررسی کلّی آنها مشکل و بلکه ناممکن است
فهم این حقیقت ، آن هم بدین نحو و بدین شکل ، به دل مؤمن آرامش می بخشد و او را در کنف حمایت آفریدگار خود میدارد. حتّی بدان هنگام که به بلاها و زیانها گرفتار می آید، بلاها و زیـانهائی که دلها و چشمها در آنها به کژراهه مـی افتند، شخص مؤمن اطمینان دارد که رحمت در فراسوی هر لحظه ای و هر حالتی و هر وضعی است . یقین دارد زمانی که پروردگارش او را به بلا و زیان گرفتار میسازد، بدان خاطر نیست که لطف خود را از او باز گرفته است و او را به خود رها کرده است ، یا او را از رحمت خود محروم و مطرود فرموده است . چه می داند یزدان کسی را از رحمت خویش محروم و مطرود نمی سازد که بدان امیدوار باشد و آن را بجوید. بلکه یزدان مردمانی را از این رحمت محروم و مطرود می نماید که کافر شوند و خدای را نپذیرند و رحمتش را نخواهند و از آن دوری گزینند.
آرمیدن در کنار رحمت یزدان ، دل را لبریز از صبر و ثبات و امید و آرزو و آرامش و آسایش مـی سازد … شخص مؤمن در کنف حمایت مهربانانه خدا است . در سایه الطاف او آسوده می لمد، مادام که به سبب سرکشی و چموشی ، را نده نشود و دور نگردد.
فهم این حقیقت ، آن هم بدین نحو و بدین شکل ، در دل شخص مؤمن شرم و حیای از یزدان را به جوش و خروش می اندازد. زیرا امید به مغفرت و مرحمت یزدا ن او را جسور بر گناهان نمی سازد، همانگو نه که برخیها گمان می برند. بلکه شرم و حیای از خداوند غفور و رحیم را جوشان و خروشان می گرداند. دلی که رحمت آن را بر معصیت دلیر کند دل است که مزه شیرینی حقیقی ایمان را نچشیده است !
فهم این حقیقت ، آن هم بدین نحو و بدین شکل ، در اخلاق شخص مؤمن تأثیر بسزائی دارد. مؤمن می داند که بدو دستور داده شده است که باید متخلّق به اخلاق یزدان سبحان شود. او خویشتن را غرق در رحمت یزدان می بیند، هر چند هم کوتاهی ورزیده باشد و گناه کرده باشد و به لغزش افتاده باشد. همه ایـنها بدو می آموزد که خدا چگونه رحم می کند و چگونه عفو می فرماید و چگو نه می آمرزد …
یکی از موارد رحمت یزدان که این آیه مبارکه بیانگر آن است ، این است که یزدان بر خویشتن واجب فرموده است که آنان را در روز قیامت گرد می آورد:(قُلْ لِمَنْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ قُلْ لِلَّهِ کَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَهَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ لا رَیْبَ فِیهِ).بگو آنچه در آسمانها و زمـین است از آن کـیست ؟ ( از زبان فطرت آنان ) بگو: از آن خدا است . ( همو از روی تفضّل و تلطّف ) رحمت ( به بندگان را) بر عهده خود گرفته است ( و هر که از روی ایمان دست دعا به سوی رحمان بردارد از آستان یزدان نا امـید برنمی گردد) . بدون هیچگونه شکّ و گمانی شما را در روز قیامت گرد می آورد ( و آنگاه پاداش و پادافره همگان را می دهد) . از موارد این رحمت واجب ، آن گردهمائی و گردآوری است که شکّ و گمانی در آن نیست … آن گردهمآئی و گردآوری که اشاره به عنایت یزدان به بندگان خود دارد، عنایت بزرگو ارانه ای که در فراسوی آن گردهمآئی و گردآوری قرار دارد. چه خداوند مردمان را برای کاری آفریده است ، و ایشان را در زمین برای هدفی خلافت و جانشینی بخشیده است ، و آنان را بیهوده نیافریده است ، و ایشان را بگزاف رها نکرده است . بلکه خدا ایشان را در روز قیامت گرد می آورد. این چنین روزی ، نهایت گشت و گذار و پایانه کار است . همگان بدان جایگاه برمی گردند، همانگو نه که مسافر به زادگاه یا زیستگاه خود برمی گردد. آن وقت یزدان جهان پاداش رنج و تلاششان را می دهد، رنج و تلاشی که در راه رسـیدن به خدا ورزید ه اند . ایـنجا است که آفریدگارشان پاداش کارهائی را نقداً بدیشان می پردازد که در دنیا انجام داده اند. بهیچوجه نه رنجشان هدر میرود و نه مزدشان نادیده گرفته مـی شود. بلکه پاداششان و مزدشان ، روز قیامت به تمام و کمال داده می شود … در این عنایت ، رحمت در جلوه گاهی از جلوه گاههایش تجلّی می کند. همچنین رحمت تجلّی می کند در این که در پرتو لطف و فضل الهی ، پادافره یک بدی کیفری بیش داده نمی شود، ولی پـاداش هر نیکی ده برابر آن ، و برای کسی که خدا بخواهد چندین برابر آن ، و چه بسا نامحدود، سزا داده می شود، و خدا از گناهانی که خود می خواهد صرف نظر می فرماید، و او بزهکاریهای کسی را که بخواهد می بخشاید…
با این همه رحمت الهی وای بر انسانی که خود را محروم از رحمت واسعه الهی کرده و مشمول خشم وغضب الهی می کند با روی آوردن به حرام، غفلت از اطاعت و بندگی خدای متعال وبا تباهی دل و سستی و تنبلی در ذکر و یاد خدا و نیز ضایع شدن وقت، نفرت و بیزاری خلق خدا و دوری از خدای متعال، عدم اجابت دعا، قساوت قلب و سنگدلی، از میان رفتن برکت روزی و عمر، محرومیت از علم و دانش، خفت و خواری، ذلت در برابر دشمن، تنگدلی و مبتلا شدن به همنشینی با دوستان نابابی که وقت انسان را ضایع میکنند و قلبش را به تباهی و فساد میکشند و غم و غصههای طولانی، تنگناهای زندگانی و پریشانی و آزردگی خاطر، همه، رهآورد معصیت خدا و غفلت از یاد اوست.

اشتراک گذاری

یک نظر دهید