مصاحبه با آخوند فرهمند پیرامون حوادث اخیر منطقه

4

در خدمت استاد فرهمند هستیم، امیدواریم مصاحبه ی امروز نیز مورد توجه علاقه مندان قرار بگیرد.

سوال: در جریان حمله ی اخیر اسرائیل به فلسطین کشور های اسلامی مانند عربستان و.. هیچ واکنشی به این حملات نشان ندادند، این عدم واکنش را به چه علت می دانید؟

وقتی کسی کلمه ی شهادتین را به زبان می آورد و مسلمان می شود، باید به قوانین اسلام نیز پایبند باشد، یعنی نمی تواند بگوید من مسلمان هستم ولی قوانین آن را نمی پذیرم، جزو قوانین اسلام و جزو قوانین قرآن و سنت پیامبر، وقتی که یک مسلمان_ البته ما می گوئیم مسلمان، حتی در بعضی کتب گفته که بشریت، انسان _ ، وقتی که یک مظلوم ندای کمک سر داد، وظیفه ی آن مسلمان است که  که به آن فرد کمک کند، البته بعضی کتب گفته اند که این مورد فرضیه (واجب) است که انسان باید به کمک آن مسلمان بشتابد، حتی روایت نیز وجود دارد که اگر یک نفر حتی ما بدانیم به کمک ما احتیاج دارد-حتی اگر از ما کمک هم نخواسته است- وظیفه ی انسانی و بشری ما را موظف به این می کند که در اهداف خود پایدار باشیم و به آن مسلمان یا بشر کمک کنیم.
حال بحث ما در مورد کشور های اسلامی است، وقتی که در فلسطین چنین اتفاقاتی رخ می دهد بعضی از افراد را می بینیم که در کشور های اروپایی هم که حتی مسلمان نیستند ندای کمک و مظلومیت فلسطین را به دنیا نشان می دهند. در اینجا مشخص می شود که در قلب آن ها انسانیت وجود دارد. ولی وقتی، یک فردی، مسلمان است و زمانی که ندای مظلومی می آید و یا ظالمی مظلومی را زیر چکمه های ظلم خود فشار می دهد، و آن فرد مسلمان هیچ واکنشی از خود نشان نمی دهد، ما باید در اینجا یک کالبدشکافی انجام دهیم که آیا این اسلام است که مشکل دارد یا آن فراد و انسان؟ ما نباید این را به حساب اسلام و فقه و مذهب بگذاریم، بلکه باید به حساب قلب سخت آن انسان بگذاریم.
ببینید کشور هایی مانند عربستان یا کشور هایی که خودشان را مسلمان می دانند، اولویت خود را روی منافع مالی خود گذاشته اند، ببینید وقتی که من منافع مالی را مقدم کنم و بدانم که منافع شخصی من در مواردی است که مخالف با قوانین اسلام است، آن قوانین و قواعد را زیر پا می گذارم، اینجاست که انسان از انسانیت و از آن بُعد اسلامیت خود بیرون می آید. منتها فقط در این مورد نیست که کشور های عربی از بعد انسانیت بیرون آمدند، موارد زیادی داشتیم که کشور های عربی که حتی خودشان را سردمدار و سرگروه مسلمانان می دانستند ولی وقتی که زمان عمل می رسید، این افراد خودشان را کنار می کشیدند و می گفتند که ما در کار سیاسی دخالت نمی کنیم، این (حمایت از فلسطین) کار سیاسی نیست. این افراد فاکتور مساله را عوض می کنند و می گویند مابین اسرائیل و فلسطین یک بحث دولتی و یک بحث سیاسی است، خب در اینجا منافع آقایون به خطر می افتد، خب چرا کشور های دیگر شعار دفاع از فلسطین را می دهند در عمل هم این را انجام می دهند، چرا این آقایون این کار را نمی کنند؟ پس در این جا مشخص می شود که در اسلام و قوانین و قواعد اسلام هیچ مشکلی نیست، مشکل کجاست؟ مشکل در همان افراد است که این قواعد را به میل خود  میچرخانند. مثل همان فرد که می گوید من اسلام را قبول دارم ولی قوانینش را قبول ندارم یا آن رفتار انگلیسی که می گوید اذانتان را سَر دهید ولی آن اذانی که به ما ضرر نرساند. ببینید ما اذان داریم تا اذان، نماز داریم تا نماز، الان ماه مبارک رمضان است، روزه گرفتن برای چیست؟ روزه گرفتن برای این است که، فرد خود را به تقوا برساند، نماز هم اینجور است، اذان چطور؟ وقتی که ما در ۵ نوبت اذان سَر می دهیم در واقع ندای جهاد می دهیم. یعنی ما اعلام مقابله با ظلم می کنیم. خب کشور هایی مانند عربستان یا کشور های دیگر که هیچ واکنشی نشان نمی دهند این عدم واکنش به این معنا است که ما اسلام را دوست داریم ولی در خفا دوست داریم، ما اسلامی که جهاد داشته باشد، اسلامی که مبارزه داشته باشد، اسلامی که در مقابل ظلم بایستد، اسلامی که در مقابل استکبار بایستد را قبول نداریم، حال این به چه علت است؟ به این علت که منافع آن ها در خطر می افتد، این اسلامی نیست که قرآن می خواهد، اسلامی نیست که رسول اکرم می خواهد، رسول اکرم اسلام و سنتی را می خواهد که پایدار دین و عقائد باشد، مستقل باشد ، نه اسلام وابسته و غیر وابسته.

سوال: بعضی از این رسانه هایی که خود را به اهل سنت، نسبت می دهند، این ادعا را دارند که اسلام واقعی را ما به مسلمانان ارائه می دهیم و در برنامه های خود مدعی این هستند که ما حامی فلسطین هستیم ولی ما در عمل می بینم هیچ برنامه ی رسانه ایی برای این ادعای خود ندارند و حتی ما می بینیم که از کارشناسان یهودی-اسرائیلی در برنامه ی خود استفاده می کنند و در کلام خیلی از کارشناسان این برنامه ها این وجود دارد که چرا باید با اسرائیل مخالفت کنیم؟ این ها هم بالاخره یک کشور هستند، این دوگانگی که در ان رسانه ها است را به چه علت می دانید؟

ببینید این رسانه هایی را که می گوئید، اصلا ما این رسانه  ها را قبول نداریم، این رسانه ها ما بین مسلمانان بی تفاوتی و بی غیرتی را رواج می دهند- اصلا من نام ببرم از شبکه هایی که در رسانه های ماهواره ایی پخش می شود، مانند: کلمه، وصال یا هر چیز دیگر، پایه ریزی و اصول این شبکه ها از کجاست؟ این آقایانی که به عنوان یک کارشناس در برنامه ها فعالیت می کنند اگر بخواهیم کارشناسانه در مورد آن ها صحبت کنیم اینگونه می گوئیم که ببینید اسلام به ما یک نکته ای را می گوید و آن این که وقتی یک فردی صحبت می کند ما باید نسبت به مطالب آن فرد که از اسلام یا جامعه ی اسلامی صحبت می کند، آگاهی و بصیرت داشته باشیم. ما باید ابتدائاً بدانیم که هدف این فرد چیست؟ ببینید این افراد با هدفمندی حرکت می کنند. وقتی کارشناس صحبت می کند، اگر ما این کارشناس را رصد کنیم، کارشناس در موارد خاصی صحبت می کند، اگر بحث این فرد را تغییر بدهیم، مثلا یک سوالی غیر از مباحث آن فرد مطرح کنیم، آن کارشناس اصلا نمی تواند جواب بدهد. پس این جا مشخص می شود که این افراد با یک هدف خاصی حرکت می کنند، اهدافی هم که در بحث فلسطین دارند این است که این افراد می خواهند به یک صورتی به ما بفهمانند که شما به فکر خودت باش و غیر خودت را رها کن-قصد دارند به واسطه ی  این شبکه ها غریزه ی اهل سنت بودن شما را تحریک کنند، که با یک حدیثی یا .. جوان اهل سنت را تحریک کنند و بگویند که ما مدافع اهل سنت هسیتم، بعد از این که این فرد تحریک شد او را به سمت خود جذب می کنند و کم کم به او می فهمانند که فلسطین، لبنان یا سوریه به شما چه ربطی دارند؟ شما چه کاری با کشور های دیگر دارید؟ این افراد می خواهند شعله ی آن غیرت و جهاد نفسانی را که در بُعد جامعه اسلامی در فرد است، کم بکنند. حال همین شبکه هایی که در جوامع بین المللی به صورت ماهواره ایی پخش می شوند، از کجا تغذیه می شوند؟ این شبکه ها چرا به مواردی که مسلمانان به آن احتیاج دارند نمی پردازند؟ مانند مباحث فقهی که مسلمانان در آن اتفاق نظر دارند و … ولی همیشه این شبکه ها مستقیما به مواردی که اختلاف نظر هست می پردازند. این اختلاف را آنقدر عمیق نشان می دهند که تبدیل به تفرقه بشود. اختلاف در بین امت پیامبر همیشه بوده است، پیامبر فرمود: اختلاف فی مابین اُمتی رحمةٌ. این شبکه کلمه ی وهابی، که از ماهواره ها پخش می شود در کدام یک از این برنامه ها از اصول اسلام صحبت شده؟ مثال بزنیم: کدام برنامه را دیدید که در موسم حج از احکام حج صحبت شده باشد؟ مستقیما در مورد اختلافات حج صحبت می شود. کدام برنامه را دیدید که در ماه مبارک رمضان از اتفاق نظر کل امت صحبت بکند؟ به نظر من، این مسائل نشان می دهد آن شبکه هایی که ادعای مسلمانی دارند، حاصل کارهایشان چیزی جز تفرقه افکنی نیست، این شبکه ها هدفشان این است که اسلام را در بین جوانان ما کم رنگ بکنند به این صورت که جوانان ما بگویند آن اسلامی که شما برای آن سینه سپر می کنید، اسلامی که در آن فقط اختلاف است، همیشه کشت و کشتار است  را نمی خواهیم، از این لحاظ می خواهند متاسفانه شکافی بین مسلمانان ایجاد کنند که جوان های ما از اسلام و اسلامی بودن دور شوند- البته انشالله به خواسته ی خود هچ وقت نخواهند رسید.
ما می بینیم که کشور هایی که واقعا اقرار به مسلمان بودن داشته اند تا پای جان در مقابل استکبار ایستاده اند ولی کشور هایی که خود را داعیه دار اسلام می دانند مانند عربستان، متاسفانه با دشمنان اسلام و استکبار جهانی هم پیمان و هم قسم می شوند و بر ضد اسلام حرکت و تلاش می کنند. این کار از کفر هم بدتر است، این یعنی نفاق.

سوال: آیا می توان به جوانان اهل سنت، مطالبی را که از طرف این شبکه ها، مانند شبکه کلمه و.. که خود را داعیه دار اسلام ناب می دانند و در مورد مباحث مختلفی نظر می دهند، توصیه کرد یا آیا جوانان می توانند به این شبکه ها اعتماد کند یا خیر؟

خیر اصلا. این شبکه ها می خواهند اسلام را یک درخت خشک و بی میوه نشان دهند، این ها وقتی از ما توسل و مظاهر دیگر اسلام  را گرفتند، کم کم از شاخه و برگ های اسلام کم می کنند و می گویند فقط الله، فقط ظواهر کتاب و دیگر به چیزی عمل نکنید، اینطور کم کم به ریشه ی درخت می رسند، به این صورت می خواهند ریشه را قطع کنند، و چیزی از اسلام جز دینی پوچ و ناکارآمد باقی نماند. الآن دیگر اسرائیل غده ی سرطانی نیست که باید برای آن به فکر درمان بود زیرا با انتقال سفارت از تلاویو به قدس این نابودی کلید خورده است، امروزه یکی از مشکلات اصلی اهل سنت شبکه هایی امثال کلمه، نور و.. هستند، این شبکه ها غده ی سرطانی هستند و باید به فکر درمان آن بود.

گزیده ای از مصاحبه:

 

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

4 دیدگاه

یک نظر دهید